تبليغاتX
صخره های بی ساحل

صخره های بی ساحل
موجیم که آسودگی ما عدم ماست

امان الله میرزایی

تنها همراهم درختی پیره با شاخه های افتاده که انجیرهایش تابستان هایم را شیرین می کند. فروردین با او به دنیا آمدم ولی با باغچه ی برفی خاطرات بیشتری دارم.

» آبان 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» خرداد 1388
» فروردین 1388
» بهمن 1387
» آذر 1387
» مرداد 1387
» بهمن 1386
» مهر 1386
» مرداد 1386
» خرداد 1386
» اردیبهشت 1386
» فروردین 1386
» سعيد توكلي
» محمد جواد آسمان
» ليلا كردبچه
» مريم تركمني
» حسينعلي كريمي
» ابراهيم اميني
» عاصف حسینی
» سید حکیم بینش
» زهرازاهدی
» مریم حقیقت
» شهرزاد
» مریم مولایی
» مریم شبیه درخت
» الهام
» جواد کلیدری
» مونا زنده دل
» علی رضاغزوه
» سید مهدی موسوی
» شهرام میرزایی
» روح الله واعظي
» غلامرضا ابراهیمی
» سید ابوطالب مظفری
» خدیجه کاظمی
» رحیمه میرزایی
» زهرا رضایی
» شکریه عرفانی
» فاطمه سجادي
» محمد حسين محمدي
» محمد واعظي
» محمد كاظم كاظمي
» معصومه احمدي
» وحيد طلعت
» بتول محمدي
» حبیب الله صادقی
» حسین حیدر بیگی
» جواد خاوری
» الیاس علوی
» علی جعفری
» نامه
» ميدان
» هميشه كسي هست براي ديدن
» آزادي
» دسته گل
» نان
» ابر
» سرما
» معشوق جنگلی من
» ابرها

هميشه كسي هست براي ديدن یکشنبه هجدهم مرداد 1388

كسي كه از ستون هاي روزنامه ها جا مانده، شكوفه ي سيب است با شكست موج هاي اقيانوس آرام بر صورت تقريبا سفيدش. روشني به موهايش حسودي ميكند و چشم هايش مرا به ياد نفوذ باد در فانوس مي اندازد. غزلي كه مي خوانيد از همين شكوفه ي سيب است؛ غلامرضا ابراهيمي



فرق مي کند

چیزی نمانده چشم و دلم مبتذل شود

این روزهای مسخره در مرگ حل شود

یک صبح٬صبح ِابری ِ پاییزی  و قشنگ

شاعربه مرگ ومرگ به شاعر بدل شود

وقتی که روی زندگی ات خط کشیده اند

فرقی نمی کند که زمستان حَمَل شود

فرقی نمی کند که برای گرسنگیت

صبحانه هات شیرو پنیر و عسل شود

یا موی نا مرتب و شلوار پاره ات

حرف و حدیث دخترکان محل شود

*

اما نه ! فرق می کند این که نگاه تو

در یأس های فلسفی ام راه حل شود

گلهای گیج روسری ات را تکان بده

تا واژه های مرده  ی ذهنم غزل شود



» جليل صفر بيگي
» محمد شريف سعيدي
» اطهر سيد موسوي
» پروين طلوعي
» رستم عجمی
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme