تنها همراهم درختی پیره با شاخه های افتاده که انجیرهایش تابستان هایم را شیرین می کند. فروردین با او به دنیا آمدم ولی با باغچه ی برفی خاطرات بیشتری دارم.
غم ندیدنت آزارم می دهد کاش نبودم تا دلواپسی هایم را دیگر کس به دوش می کشید تو جواب کدام نامه ای که این چنین عاشق از تفلیس نه كه دخترانش به تولستوي عاشق اند از قاهره نه كه رقص را دوست تر دارند از مشهد به من رسیده ای غم ندیدنت آزارم می دهد غم ندیدن وانت باری که دختران بالغ گلشهررا از مزارع نعنا بر می گرداند با بوی ریحان پاییزها زاییدن بچه هایش مادرم را به باغ های سیب می برد كه خواهرم صديقه سالي است تنها از پنجره به دنيا مي نگرد یک استکان چای در خلوت پدرت سردردها در خلوت مادرم زیباست وقتی به آرزوهایشان فکر می کنند تو جواب کدام نامه ای که این چنین عاشق از تفلیس نه از قاهره نه از مشهد به من رسیده ای
غم ندیدنت آزارم می دهد
کاش نبودم
تا دلواپسی هایم را
دیگر کس به دوش می کشید
تو جواب کدام نامه ای
که این چنین عاشق
از تفلیس نه
كه دخترانش به تولستوي عاشق اند
از قاهره نه
كه رقص را دوست تر دارند
از مشهد به من رسیده ای
غم ندیدن وانت باری
که دختران بالغ گلشهررا
از مزارع نعنا بر می گرداند
با بوی ریحان
پاییزها زاییدن بچه هایش
مادرم را به باغ های سیب می برد
كه خواهرم صديقه سالي است
تنها از پنجره به دنيا مي نگرد
یک استکان چای در خلوت پدرت
سردردها در خلوت مادرم زیباست
وقتی به آرزوهایشان فکر می کنند
Designed By ParsTheme